مخالفانِ خارجنشین جمهوری اسلامی طی سالیان اخیر نقاب از چهره برداشتند و بهصورت علنی خواستار لشکرکشی ایالات متحده به ایران هستند تا به زعمِ خیال خام خود از این طریق بتوانند نظام را ساقط کنند! این رویا هرگز به واقعیت بدل نخواهد شد؛ نه ایران، ایرانِ پهلوی است که در عرضِ ۲۳ روز به اشغال بیگانه درآید و نه آمریکا بعد از شروع نبردهای غرب آسیا از سال ۲۰۰۱ و ضرباتی که از جبهه مقاومت به رهبری ایران خوردهاست، توان حمله نظامی دارد.
این جماعت که یا از پیروان فرقه رجویاند و یا از ورشکستگان بهجامانده از دورانی که مردم در سال ۵۷ به آن پایان دادند، چشم امید به داخل ایران دارند. هستند کسانی که در داخل در توهم بهسر میبرند و این را به دیگران نیز سرایت میدهند که با پهنکردن فرش قرمز برای بیگانه جیبشان پرپول، سفرهشان پرگوشت و زندگیشان مملو از رفاه میشود؛ بیآنکه برای این آمالِ خود استدلالی عملی بیاورند.
تنها برای اثبات نظریه خود آلمان و ژاپن را به عنوان الگو معرفی میکنند. استدلالشان این است که توکیو و برلین در جریان جنگ جهانی دوم به اشغالِ آمریکا و متفقین درآمد و با فروپاشی ساختار حاکم بر این کشورها، مردمشان توانستند به پیشرفتهای بالای تکنولوژیکی و اقتصادی برسند! نظریهای به همین اندازه بیمایه و البته مضحک.
تفکر وابستگی و دلبستگی فقط در اپوزیسیون خارج نشین نیست. شبیه این اندیشه ،با غلظت پایین تر، در بین افراد حاضر در هرم قدرت نظام نیز ریشه دوانده است. بلوک غربگرا که بعد از هشتسال دفاعمقدس، بیش از ۲۰ سال دولت را به اراده رای مردم در اختیار داشتند، برای پیشبرد اهداف جناحی خود در کشور سخنانی از این دست به زبان آوردهاند.
هاشمیرفسنجانی، رئیسجمهور اسبق ایران (۱۳۶۸-۱۳۷۶) در سال ۹۵ در جمعِ مدیران و روسای آموزش و پرورش سخنانی عجیب درباره دلیل پیشرفت ژاپن و آلمان به زبان آورد. وی گفت: اگر میبینید آلمان و ژاپن این روزها بهترین... هنوز محکمترین اقتصاد دنیا را دارند اینها بعد از جنگ جهانی دوم [به دستور آمریکا و فاتحان جنگ] محروم شدند از نیروی نظامی، ممنوع شدند که نیروی نظامی داشته باشند. رفت دنبال کارهای علمی و تولیدی؛ اقتصاد علمی و دانش بنیان برای خودشان درست کردند و آسیبپذیر هم نیستند.
هاشمیرفسنجانی مطرح کرد:
اگر میبینید آلمان و ژاپن این روزها محکمترین اقتصاد دنیا را دارند، برای این است که بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند، محروم شدند.
این سخنان مبیّن این مطلب است که گویی ژاپن و آلمان در فلاکت بهسر میبردند و تسخیر سرزمینشان توسط بیگانه آنان را به قدرت و ثروت رسانده است! جدا از تفاوتهای اجتماعی این دو کشور با ایران مثل فرهنگ کار که خود دلیل مهمی بر پیشرفت است، دراینجا یک مغالطهای بزرگ گفتمانی شکل گرفته است.
ژاپن و آلمان پیش از شروع جنگجهانی نیز صاحب صنعت و ثروت بودند؛ بحث درباره علل وقوع جنگ بماند اما حکومتهای مستقر در این کشورها آنقدر قدرتمند بودند که که توانستند شعلههای یک جنگ خانمانسوز جهانی را روشن کنند. با اتمام جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ و شروع رقابت تسلیحاتی بین آمریکا و شوروی، بسیاری از پیشرفتها در این دو بلوک مرهونِ دانشمندان آلمانی بود که طرحهای پیشرفته دوران حکومت هیتلر را به واشنگتن و مسکو انتقال دادند.
یک نمونه آن «ورنر فون براون» دانشمند آلمانی است که بستر سفر انسان به ماه را فراهم کرد. «براون» از بنیانگذاران صنعت موشکی جهان و از مهندسان ارتش نازی بود. این دانشمند آلمانی در ابتدا به عضویت واحد «اس اس» در آمد که گارد حفاظتی هیتلر و از قدرتمندترین سازمانهای آلمان بود. این نخبه آلمانی بر روی بسیاری از طرحهای پیچیده ارتش نازی کار میکرد که یکی از آنان منجر به ساخت اولین موشک بالستیک جهان به نام v-۲ شد.
با اتمام جنگ در سال ۱۹۴۵، تعدادی از این موشکها به همراه طرح و سازندگانش به دست نیروهای آمریکا و شوروی افتاد. نخبگان ارتش آلمان بزرگترین غنیمتی بود که پس از پایان جنگ به متفقین رسید؛ براون سهم یانکیها شد و بعدها با تاسیس سازمان فضایی ناسا به این نهاد پیوست و نقش کلیدی در موفقیت پروژههای فضایی آمریکا داشت. به لطف طراحی موشکِ حامل انسان توسط براون، بشر قدم به ماه گذاشت.
صحبت درباره دلایل پیشرفت اقتصادی ژاپن و آلمان بسیار است؛ اما در مواجهه با نظریات اپوزیسیون خارجی و غربگرایان داخلی میتوان با برهان خلف یک سوال مهم را مطرح کرد.
درجریان جنگ جهانی دوم، ایران همچون ژاپن به اشغال متفقین درآمد. با آنکه به ایران در جریان این اشغال خسارت مادی و معنوی بسیاری وارد شد اما بیشتر از خرابیهای ژاپن نبود که مورد حمله اتمی قرار گرفت. چگونه است که ژاپن بعد از اشغال در دهه ۲۰ شمسی، به قدرت اقتصادی بزرگ جهان در دهه ۵۰ شمسی بدل شد اما ایرانِ تحتِ سلطه محمدرضاشاهِ پهلوی باوجود فروش شش میلیون بشکه نفت در روز، هیچجایگاهی در اقتصاد آن روزِ جهان نداشت. «اسدالله علم» نزدیکترین فرد به شاه پهلوی در خاطرات خود تصویری از ایران قبل از انقلاب به ما میدهد. وی تصریح کرده است که در سال ۵۵، روستاهای ایران از نعمت برق محروم بودند و در پایتخت نیز روزی هشت ساعت قطعی برق وجود داشت.
این احوالاتِ کشوری است که دربست در خدمت اوامر ایالات متحده بود و روابط حسنهای هم با دولتهای غربی و رژیم صهیونیستی داشت. گفتههای «علم» مشتی از یک خروار سند و حرف درباره وضعیت آشفته شاهنشاهی پهلوی است. حال بازماندگان آن دوره با طرح آیندهای بزکشده برای خوشخیالان، هدفی ندارند جز ویرانی ایران.
منبع : خبرگزاری دانشجو